شبی در بیابان مکه پای رفتنم نماند. سر بنهادم و شتربان را گفتم :دست از من بدار. گفت:ای برادر حرم در پیش است و حرامی از پس اگر رفتی بردی و اگر خفتی مردی .
خوش است زیر مغیلان به راه بادیه خفت
شب رحیل ولی ترک جان بباید گفت
"سعدی"
------------------------------------------------------------------------------------------
تنها مانع موجود در راه رسيدن به خوشبختي
اعتقاد شما به وجود مانع است
|
+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 16:27 |