تبليغاتX
قدرت فکر و نگرش
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
‌پند و اندرز

چرا افراد خوش بین موفق ترند؟

 

«اگر قرار باشد جمله‌اي را انتخاب كنم تا با آن تمامي ‌پند و اندرزم را بيان كرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگــذار افكار بد به ذهنت راه يا‌بد!»          كنفوسيوس

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 20:20 | 
چهار قانون
اگر گام به گام پيش برويد، به هر چه بخواهيد مي‌رسيد:
حقيقت اين است كه هر نوع مهارتي را مي‌توان ياد گرفت، هر مشكلي را مي‌شود حل كرد و هر كاري را مي‌توان به نتيجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پيش برويد و كارهاي بزرگ را به قسمت‌هاي كوچك‌تر تقسيم كنيد. وقتي يك كار بزرگ را به چند مرحله كوچك‌تر تقسيم كنيد، انجام آن آسان‌تر مي‌شود و ديگر به نظرتان سنگين نيست. ما ناخودآگاه در بسياري موارد اين كار را انجام مي‌دهيم. مثلا وقتي قرار است يك شماره تلفن را به خاطر بسپاريم، اعداد آن را 3 تا 3 تا يا 2 تا 2 تا حفظ مي‌كنيم.
نكته مهم آن است كه اگر مي‌خواهيد ديوار بين خود و روياهاي زندگي‌تان را برداريد، بهترين كار آن است كه آجر به آجر پيش برويد تا به هدفتان برسيد.

اگر روش شما جوابگو نيست، آن را عوض كنيد:
دكتر اسپنسر جانسون، نويسنده كتاب چه كسي پنير من را برداشت، فرق بين آدم‌ها و موش‌ها را اين طور توصيف مي‌كند. وقتي يك موش حس مي‌كند تلاش‌هايش به نتيجه نمي‌رسد، روش خود را عوض مي‌كند، اما وقتي آدم‌ها حس مي‌كنند كاري كه انجام مي‌دهند به نتيجه نمي‌رسد، عصباني و خسته مي‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض كنند. حتي گاهي اگر كسي راهكار تازه‌اي را به آنها نشان دهد، حالت دفاعي به خود مي‌گيرند و مي‌گويند: «من هميشه اين كار را همين طور انجام داده‌ام. «يا» من آدمي اين مدلي هستم.» در اصل اين آدم‌ها از پذيرفتن راهكار تازه و انجام آن مي‌ترسند و حس مي‌كنند ترسشان به اين معناست كه ديگر روش‌ها اشتباه است.
هميشه آنچه به نظر ما طبيعي و صحيح به نظر مي‌رسد، در اصل محصول باورهايتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امكانات پيش رويمان يا تخمين صحيحي از توانايي‌هايمان است. اگر واقعا مي‌‌خواهيد در زندگي خود نتايج متفاوتي به دست بياوريد بايد از حصاري كه به منظور راحتي دور خود كشيده‌ايد، پا را فراتر بگذاريد و راهكارهاي متفاوتي را امتحان كنيد.

شكست وجود ندارد:
تنها شكستي كه در زندگي وجود دارد، اين است كه دست از يادگيري برداريد. جز اين‌ مورد هر نتيجه‌اي كه پيش رويتان مي‌آيد، بازتابي است كه به شما مي‌گويد آيا راهكار انتخابي شما را به هدف نزديك‌تر كرده يا دورتر. آدم‌هايي كه به اهدافشان مي‌رسند، يك خصوصيت مشترك دارند، آنها از شكست و اشتباه نمي‌ترسند، چون مي‌دانند هر اشتباه يا شكست فرصتي است براي يادگيري كه بايد از آن استفاده كرد شكست، لازمه ياد گرفتن است.

شما همين حالا در حال شكل دادن به آينده‌تان هستيد:
تفاوت بارزي كه ميان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، اين است كه افراد موفق در حال زندگي مي‌كنند اما افراد ناموفق در گذشته سير مي‌كنند. اگر دائم به گذشته بچسبيد، تمام زيبايي‌ها و فرصت‌هايي را كه زندگي در حال حاضر به شما ارزاني كرده از دست مي‌دهيد. اگر هم در حال زندگي كنيد بسرعت مي‌توانيد فرصت‌هاي رسيدن به اهدافتان را صيد كنيد.
مهم نيست در گذشته چقدر تلاش كرده‌ايد. هر لحظه از هر روز زندگي فرصت تازه‌اي است تا به خوشبختي و موفقيت نزديك‌‌تر شويد.
اگر بار ديگر ترس‌هاي قديمي و باورهاي محدودكننده مانع شادي و موفقيت شما شدند، آنها را در ذهن‌تان متوقف و در درون‌تان افكار مثبت و خوش‌بينانه را جايگزين افكار منفي كنيد. قدرت باورهاي مثبت آنقدر زياد است كه مي‌‌توانيد به كمك آنها از تمام لحظات زندگي پلي براي موفقيت بسازيد.

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 19:44 | 
تمركز بر خواسته ها

همواره بر خواسته هايتان تمركز كنيد اما به آنها نچسبید!. 

 اهدافتان را پررنگ و شفاف ببینید و هرگز آنها را فراموش نکنید تا به آنها برسید اما یادتان باشد به آنها نچسبید !! چون رهایی مهمترین ایستگاه فرایند جذب است . یک کشاورز تا زمانیکه به فکر داشتن مزرعه ای سبز باشد ، به آن نخواهد رسید . شرط رسیدن کاشتن و توکل و رهایی است . آنهم با نگرشی غنی و قانع و بصیر و آگاه . وقتی فكر مي كنيد كه دوست نداريد چیزی اتفاق بيفتد ! مثلا در فوتبال به گل خوردن می اندیشید ! چرا؟ ذهن انسان بر اساس تصويرهايي كه به او داده مي شود عمل مي كند . به خودتان مي گوييد : توپ را به تور بزن ! و تصوير كه به اين ترتيب به ذهن خود مي دهيد تصوير توپي است كه به تور برخورد كرده است و ذهن شما بر اساس اين تنها تصوير كه به آن داده ايد عمل مي كند ، توپ به تور مي خورد و مسبب آن خود شما هستيد .! ترس ، قاتل انسان است . چه در ورزش ، چه در مصاحبه استخدامي و چه در خلال يك سخنراني در یک تیم کاری !. وقتي بر چيزهايي تمركز مي كنيد كه از آنها مي ترسيد همين تصويرهاي ذهني خود ساخته ، مستقيما شما را به سوي حادثه مي برد . بر خواسته هاي خود تمركز كنيد و نه بر ترسهاي خود.

نکته :

مهم نيست كه از كجا آغاز مي كنيد مهم آن است كه چگونه به پايان مي رسانيد.

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 19:21 | 
قبول ایراد برای تغییر
 

 هیچ می دونید بیل گیتس چطوری بیل گیتس شد؟شانسی یا فرمولی بلد بوذ؟

بیل گیتس:

وقتی خبرهای ناخوشایند را نه به عنوان منفی بلکه به عنوان شواهدی برای نیاز به تغییر پذیرا شوید، مغلوب آن نمی شوید.از آن می آموزید.این کل کاری است که باید در نزدیک شدن به شکست هایتان انجام دهید و من اعتقاد دارم ، ما چیزهای زیادی درباره ناکامی های مایکروسافت میدانیم.

در دهه ۱۹۸۰ محصول صفحه گسترده چند منظوره ما نتوانست در مقابل لوتوس ۱-۲-۳ قد علم کند.ما نیمه دوم دهه ۸۰ را به کار بر روی پایگاه داده ای موسوم به اومگا سپری کردیم که سرانجام پروژه را در سال ۱۹۹۰ رها کردیم...ما استراتژی دراز مدتمان را در باره سیستم عامل را بر ساخت مشترک os/2با IBM بنا نهادیم،ولی آن پروژه پس از صرف صذها میلیون دلار و ساعتهای بی شمار در ۱۹۹۲ به انتها رسید...در اوایل دهه ۱۹۹۰ مجبور شدیم دستیار دیجیتال شخصی نیوتونی شکلمان را کنار بگذاریم چون تکنولوژی اش به اندازه کافی خوب نبود...در ۱۹۹۳ پروژه ای موسوم به "microsoft at work" داشتیم که فکر می کردیم باعث انقلابی در ماشینهای اداری از قبیل دستگاههای کپی و فکس میشود،ولی هرگز سازگار نشد...در اواسط دهه ۱۹۹۰ شوهای اینترنتی سبک تلویزیونی ما در MSN با شکست مواجه شدند.

سنگینی این شکستها می توانست مرا آنقدر افسرده کند که دیگر نتوانم کار کنم.در عوض من از چالشها و از این که می توانیم از خبرهای بد برای کمک به حل مسائل فردا استفاده کنیم خوشحالم.

حالا تو بگو:  بیل گیتس چطوری بیل گیتس شد؟شانسی یا فرمولی بلد بوذ؟

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 18:32 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar