تبليغاتX
قدرت فکر و نگرش
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
7 راه آرامش ذهني

آرامش ذهني

 

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.

اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است ....................................

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 13:10 | 
دانه ای که سپیدار بود
                                                   

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان  دانه ی کوچک بود. دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد  و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد  می زد و می گفت: « من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید.»اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد. دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک  روز رو به خدا کرد و گفت: « نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم.
کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.» خدا گفت: « اما عزیز کوچکم!تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد
تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.»
دانه ي کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را  پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست  ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.

|+| نوشته شده توسط رضا در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 19:22 | 
نگرش به زندگی

زندگی بی ارزش هست مگر آنکه شما به آن ارزش دهید: این خود ما هستیم که تعیین می کنیم اقامت مان در این کره خاکی امتیاز و نشاطی برای ماست یا زندانی از فلاکت و نومیدی !

شما ممکن است با قدم زدن در ساحلی ماسه ای به وجد بیاید ممکن است با تماشای بچه گربه ای با آن پوشش کرکی زیبا مسحور شوید ، ممکن است با طعم میوه ای که زیر زبانتان ذوب می شود از لذت به لرزه بیفتید ولی تمام این لذایذ برای فرد دیگری اصلا مطرح نیست . زندگی کسالت بار نیست بلکه کسالت در مردمی است که از پشت عینک های کثیف و تیره به دنیای خود نگاه می کنند . این برای من یک راز است که چرا بعضی ها به هر جایی که نگاه می کنند زیبایی و سحر می بینند حال آنکه این زیبایی ها بر دیگران پوشیده است . تا این لحظه هر چقدر هم که از زیبایی ها لذت برده باشید امروز می توانید تصمیم بگیرید که بیشتر لذت ببرید . 

 امروز روز انتخاب است ، امروز و هر روز

 چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید . واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد .  

 هر روزتوت بهتر از دیروزتون !

 

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 15:2 | 
هر آن چه که هستی , بهترینش باش
                                             

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی ، بوته ای در دامنه کوهی باش ولی بهترین بوته ای باش که در کنار راه می روید. اگر نمی توانی درخت باشی ، بوته باش ،اگر نمی توانی بوته ای باشی , علف کوچکی باش و چشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه تر کن. اگر نمی توانی نهنگ باشی , فقط یک ماهی کوچک باش ولی بازی گوش ترین ماهی دریاچه !!! همه که ما را ناخدا نمیکنند , ملوان هم می توان بود. در این دنیا برای همه ما کاری هست کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچک تر و آن چه که وظیفه ماست , چندان دور از دسترس نیست. اگر نمی توانی شاهراه باشی , کوره راه باش و اگر نمی توانی خورشید باشی , ستاره باش . با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند هر آن چه که هستی , بهترینش باش

 ( داگلاس مالوچ )

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 12:16 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar