تبليغاتX
قدرت فکر و نگرش
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دروازه زندگی و مرگ

اوج معرفت ما حیرت است،

 یعنی عجز از فهمیدن.

 

به هنگاميكه در آستانه اين راز قرار گیریم؛

تمام وجودمان را تسلیم هستی می کنیم.

و هستی در این حال در صحنه وجود ما هر طورکه خودش دوست دارد عمل می کند،

تمام اعمال، کردار و گفتارمان، احساسی از خداوند می شود.

 

به شرطیکه برای فهم و درک خودمان اعتباری قایل نشویم،

 دچار كبر و غرور نگرديم،

بفهیم که نمی توانیم همه چیز را در کوزه حقیرذهن و عقلمان جای دهیم.

 

باید چنگمان را بازکنیم،

تا نترسیم و آسوده دل، طی مسیر نماییم.

 

بياييم

به مانند مادر موسی

موسای زندگی مان را در رود الهی رها کنیم؛

با شادمانی و رغبت.

باید به مرتبه ای از اعتماد برسیم که زندگی مان را در سبدی گذاشته و

در جریان رود خداوند قراردهیم تا سبكبال شويم و سبكبار.

 

این آسوده دلی منجر به بیداری و روشن شدگی می شود،

سرشار می شویم از وجد و سرور و شادمانی،

تمام حسرتها و غمهایمان، در این آب شسته مي شود.

 

با سپردن صد در صد خودمان به خدا،

از زمان بیرون رفته و فراتر از آن به زندگی می نگریم.

 

براي كسي كه در راه خدا قدم بر مي دارد،

هيچ چيز نمي تواند باعث صدمه زدن و حسرتي براي او شود؛

چون تمام اتفاقات زندگي اش، را نشانه اي براي روشن شدنش مي داند.

 

عاشق شدن يعني رسيدن به كرانه هاي بيداري و بصيرت.

يعني شستن توهم « ‌من »‌

با بزرگترشدن ظرف پذيرشمان، بصيرت بيشتري در آن ريخته مي شود؛

از حق پر گرديده و واجد تجربه يگانگي و وحدت مي شويم.

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 12:4 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar