| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
قانون 10/90
راز 10/90 را كشف كن. پي بردن به اين راز زندگيت را تغيير خواهد داد. راز 10/90 باور نكردني است! تعداد اندكي از مردم از آن با خبرند و آنرا در زندگي روزمره به كار ميبرند .................. متن کامل را در قسمت ادامه مطلب مطالعه نمائید ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 21:54 |
هر چه می خواهی بخواه
چندی پیش شبکه ۴تلویزیون برنامه ای بنام راز زندگی پخش کرد که یکی از نادرترین برنامه های مفیدی بود که تا به حال از سیما دیده بودم و در ان به بررسی افکار مثبت و ایجاد حس خوب و انتشار ان به کائنات و در نتیجه بدست اوردن معجزه اسای فکری که در سر داشتیم پرداخته بود. در اینجا به خلاصه مطالب ان برنامه می پردازیم: ۱) هر چه را که در زندگی میخواهیم ( هرچند غیرممکن ) دقیقا در فکرمان مشخص کنیم { بر روی کاغذ بیاوریم} و تمام خواسته هایمان را( مانند سفارش از روی کاتالوگ ) از کائنات طلب کنیم. باین مرحله قدم اول و مرحله طلب می گویند که مستلزم شرایط خاصی میباشد: به هر چه فکر کنیم کائنات انرا سفارش تلقی میکند و انجام می دهد پس: افکار منفی مطلقا ممنوع و حتی فکر کردن به چیزهائی که نمی خواهیم و انها را منع میکنیم هم ممنوع . در غیر اینصورت با اینکه در ظاهر انها را طلب نمی کنیم دقیقا انها اتفاق می افتند مانند افکاری در مورد دوری از بدهکار شدن و یا سعی در شکست نخوردن و ............ بنابراین باید دقت کنیم برای هر یک از اینگونه افکار نگران جایگزین مثبت انها را مانند فقط به ثروت و در امد بالا فکر کردن و یا پیروزی ..... داشته باشیم. آنچه منع مي شود ، جاذبه پيدا مي كند ، آنچه انكار مي شود ، به اشاره فرا مي خواندمان ! تنها آگاهي به بازيهاي ذهن است كه آزادمان مي كند. نفي و انكار، نفي و انكار نيست ، بر عكس فرا خواندن و ترغيب است. ذهن همواره پيرامون آنچه كه تحريم شده است مي گردد ، مانند زبان در دهان كه همواره با جاي خالي دندان كشيده شده بازي مي كند. يك مغازه دار در لندن حساسيتي ايجاد كرد .او در ويترينش پرده اي آويخت و در وسط آن سوراخي كوچك تعبيه كرد ؛ زير آن سوراخ نوشته شده بود :« ديد زدن اكيدا ممنوع !» طبيعي است ، رفت و آمد مختل شد ! جمعيت انبوهي پشت در مغازه جمع شدند و همديگر را هل مي دادند شايد بتوانند از سوراخ پرده داخل را ديد بزنند . داخل ويترين چيزي ديده نمي شد ، مگر چند حوله معمولي – آن مغازه حوله فروشي كوچكي بود و مغازه دار اين طرح مطمئن را براي افزايش فروش مغازه انديشيده بود ذهن آدمي نيز همينگونه عمل ميكند و انسان را به دام مي اندازد . بنابراين ، همواره مراقب نفي و انكار، تضاد و سركوب اميال باش. یادمان باشد که تنها این افکار ما نیست که منتشر می شود بلکه احساساتمان نیز رکن مهم ان میباشد. باید توجه داشت هر فکر منجر به تولید یک احساس در درون ما میشود: احساس خوب و یا احساس بد باید به احساسی که از هر فکری در درونمان تولید می شود توجه کنیم و از افکاری که در درونمان اشوب و احساس بد تولید میکنند دوری کنیم و فقط به افکاری که احساس شادی و لذت و خوب تولید می کنند توجه نمائیم و هر گاه فکری درونمان را بهم ریخت و احساس بد تولید کرد سریعا در ان زمان باید به چیزها و یا خاطرات زیبا فکر کنیم تا احساس خوب جایگزین حالت بدمان شود. به این مورد سیستم راهنمای حسی در مورد افکارمان می گویند. مرحله و یا قدم بعد مرحله پاسخ نام دارد که باین معناست کائنات سفارش ما را بعنوان دستور قبول کرده و در حال اماده سازی ان به بهترین شکل و میانبرترین راه میباشد و باز تکرار می کنم حتی اگر ان خواسته از دید ما غیر ممکن و یا بزرگ باشد. این مرحله ممکن است کمی طول بکشد و یا خیلی سریع اتفاق بیفتد و زمان در این مرحله کاملا به مرحله و یا قدم سوم بستگی دارد. مرحله و یا قدم سوم هم جهت شدن با خواسته هایمان و نیز شکرگزاری میباشد در این مرحله باید برای خواسته هایمان افعال زمان حال را انتخاب کنیم و از افعال اینده بپرهیزیم یعنی من فلان چیز را دارم نه اینکه من فلان چیز را می خواهم و یا بدست می اورم و سپس در تصویر ذهنیمان کاملا پر جزئیات دارا بودن ان خواسته را حس کنیم و ببینیم که به ان رسیده ایم و غرق در لذت و حس خوب شویم.
درهر روز روزی چند بار این حس خوب و تصویر ذهنی را مرور کنیم و کاملا انرا باور کنیم و پس از پایان تصویر ذهنی بلافاصله دقایقی به چیزهای خوبی که در زندگی داریم تمرکز کنیم و احساس خوب و حس شکرگزاری داشته باشیم مانند سلامتی و داشتن خانواده خوب و ...... و سپس به کارهای روزانه خود مشغول شویم. باید توجه داشت هر چه این مرحله با ایمان کامل و باور بیشتر و تکرار مداوم همراه باشد بهتر و زودتر اتفاق می افتد. نیکوست که در انتهای هر تمرین از جملات تاکیدی مثبت نیز استفاده شود مانند: امروز بهترین روز زندگیم خواهد بود و از هر جهت رشد خواهم داشت و بهترین اشخاص و راهها را در جهت رسیدن به همه خواسته هایم جذب می کنم و دستان پر توان خدای مهربانم با سرعت تمام در حال شکل دادن به ارزوهایم میباشد و من شاکر مهربانی های ان مهربان هستم............... در مرحله اول یا مرحله طلب ما خواسته مان را مانند دانه ای در خاک وجودی کائنات میکاریم و با ایمان و باور و تمرین تصویر ذهنی و شکر گزاری و جملات تاکیدی مثبت ان دانه را هر روز مداوم ابیاری و مراقبت می کنیم تا سریع پس از ریشه دادن جوانه زند و سر از خاک بیرون بیاورد و ظاهر شود. با ارزوی سبز بودن برای همه دوستان |+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 21:30 |
مناجات
خدايا در زندگي هر گز از ياد نمي برم |+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 23:12 |
پیش داوری
شبي در فرودگاه زني منتظر پرواز بود و هنوز چندين ساعت به پروازش مانده بود.
او براي گذران وقت به كتابفروشي فرودگاه رفت ، كتابي گرفت و سپس پاكتي كلوچه خريد و در گوشه اي از فرودگاه نشست او غرق مطالعه كتاب بود كه ناگاه متوجه شخص كنار دستي اش شد كه بي هيچ شرم و حيايي يكي از كلوچه هاي پاكت را برداشت و شروع به خوردن كرد. زن براي جلوگيري از بروز ناراحتي مساله را ناديده گرفت و به مطالعه كتاب و خوردن هرازگاهي كلوچه ها ادامه داد. البته در همين حال دزد بي چشم و رو پاكت كلوچه های او را خالي می كرد. زن با گذشت لحظه به لحظه ، بيش از پيش خشمگين ميشد او پيش خود انديشيد اگر من آدم خوبي نبودم بي هيچ شك و ترديدي چشمش را كبود كرده بودم و هر چه میخواستم به او جلوی دیگران ...........................
زن در طول عمرش به خاطر نداشت كه اينچنين آزرده خاطر شده باشد ؛ بهمين خاطر وقتي كه پرواز او را اعلام كردند ، از ته دل نفس راحتي كشيد سپس وسايلش را جمع كرد و بي آنكه حتي نيم نگاهي به دزد بيفكند راه خود را گرفت و رفت . زن سوار هواپيما شد و در صندلي خود جاي گرفت. سپس دنبال كتابش گشت تا چند صفحه باقيمانده را به اتمام برساند . دستش را كه داخل كيفش برد از تعجب كم مانده بود بر جاي خود ميخكوب شود.پاكت كلوچه اش مقابل چشمانش بود !! زن با ياس و نااميدي نالان به خود گفت :پس پاكت كلوچه ها مال آن شخص بوده و من بودم كه از كلوچه هاي او ميخوردم ! ديگر براي عذرخواهي خيلي دير شده بود حزن و اندوه سراپاي وجود زن را فرا گرفت و فهميدكه...............................
|+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 9:56 |
سختیها هدایای الهی هستند
الماس ، حاصل فشار بیش از حد است. فشار کمتر بلور و کمتر از آن زغال سنگ را پدید می آورد ، اگر باز هم فشار کم شود ، حاصل چیزی جز سنگواره ها ، برگها و یا زنگار ساده نخواهد بود. فشار در زندگی می تواند شما را به موجودی ارزشمند مبدل کند. موجودی شگفت انگیز و بسیار محکم. |+| نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 21:34 |
رها کن
استادي در شروع كلاس درس ليواني پر از آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت كه همه ببينند . بعد از شاگردانش پرسيد به نظر شما وزن اين ليوان چه قدر است ؟ شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم .
استاد گفت : من هم بدون وزن كردن نمي دانم دقيقا وزنش چه قدر است اما سوال من اين است :اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم چه اتفاقي خواهد افتاد ؟شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد:خب اگر يك ساعت همين طور نگه دارم چه اتفاقي مي افتد ؟يكي از شاگردان گفت: دستتان كم كم درد مي گيرد . استاد گفت : خيلي خوب ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير مي كند ؟شاگردان جواب دادن : نه .پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ در عوض من چه بايد بكنم ؟شاگردان گيج شدند يكي از آنان گفت : ليوان را زمين بگذاريد . استاد گفت : دقيقا ! مشكلات زندگي هم مثل همين است .اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالي ندارد اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگهشان داريد فلج تان مي كند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود .فكر كردن به مشكلات زندگي مهم است اما مهم تر آن است كه در پايان هر روز پيش از خواب آنها را زمين بگذاريد.به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد هر روز صبح قوي و سر حال بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده ي هر مسئله و چالشي كه برايتان پيش آيد برآييد. دوست من يادت باشد كه : ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري . زندگي همين است . |+| نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 10:34 |
فاصله "انديشه" تا "عمل"
برای موفقیت پاهای خود را روی زمين بگذاريم و فاصله انديشه تا عمل را کوتاه کنيم
بسياری از افراد که با مکتب موفقيت آشنا می شوند و شيوه زندگی هدفمند را می آموزند، در ابتدای راه، اهداف بسيار بلند پروازانه ای را برای خود بر می گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند که در مدت زمان کوتاهی به آرزوهای بزرگشان دست پيدا کنند.آنها آن چنان در رويـاهـای خـود سـاخـتـه شـان غـرق می شوند که اندک اندک فراموش می کنند کـه برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذارند. ايراد اين نوع تفکر که " تفکر بر مبنای آرزوها" ناميده می شود اين است که زمان و راهی که بايد برای رسيدن به آرزوها طی شود اغلب کمتر از آنچه هست ديده می شود و در نتيجه شخص وقتی در طی مدت کوتاهی به نتيجه مطلوب ذهنی خود نمی رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيری اهدافش منصرف می شود. حال آنکه موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است. می گويند روزی کرايسلر که نوازنده مشهور پيانو است قطعه ای را آن چنان لطيف و با ظرافت نواخت که تمام جمعيت حاضر در کنسرت غرق در شور و شعف شدند، در پايان کنسرت خانمی که به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگی وی قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتی شگفت زده گفت: "مـن حـاضـرم تـمـام لـحـظـات عـمـرم را بـدهـم تـا بـتـوانـم مـثـل شـمـا بـنـوازم." کرايسلر لبخندی به او زد و گفت: "اين دقيقاً همان کاری است که من در تمام طول عمرم کرده ام." به نظر من روزی که کرايسلر برای نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزی را می ديد، اما احتمالاً انتظار نداشت که اين موفقيت خيلی آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد. "تـدريـج" همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگی حاصل جمع يا حاصل ضربی از موفقيت های کوچک و درس هايی است که از شکست های کوچک می آموزيم. همان گونه که برای ساخته شدن يک ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يکديگر چيده شوند و طبيعتاً نمی توان تا قبل از طراحی نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فکر ساختن طبقه دوم بود، در زندگی يک انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شکل است. همان گونه که بهترين نقشه ساختمان اگر روی کاغذ باقی بماند اهميت چندانی پيدا نمی کند، بهترين فکرها نيز تا وقتی از "وجهه تئوريک" به "حالت عملی" مبدل نشوند ارزش چندانی نخواهند داشت. از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.پس بهتر است با خود فکر کنيم که چگونه می توانيم در راستای اهدافمان اقدامات عملی انجام دهيم؟ برای مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يک متخصص کامپيوتر است و تاکنون چيزی از کامپيوتر نمی دانيد اما امروز عصر از يک مرکز بزرگ کامپيوتر بازديد کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر هدف شما قبولی در کنکور است و امروز صرفاً کتاب های مورد نيازتان برای مطالعه را خريداری کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چندانی نيز نداريد اما امروز ايده های اقتصادی را که به ذهنتان رسيده است در دفتری يادداشت کرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يک گام عملی به سوی موفقيت برداشته ايد. اما اگر نشسته ايد و تنها به اهـدافتان فـکـر می کنيد و به اين که چرا شرايط دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهدافتان برسيد، بايد گفت که شما در مرحله "تئوريک" متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملی و ملموس بزنيد. پس از جای خود بلند شويد و بيش از اين برای رسيدن به موفقيت های بزرگ، موقعيت های کوچک را از دست ندهيد. راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد که گويی اين، هدف نهايی شماست و در عين حال هدف نهايی را که برای خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نکنيد که در زندگی ات: "بزرگ فکر کن، اما هم اکنون از کوچک آغاز کن."برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم.موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.برای رسيدن به مـوفـقـيـت های بـزرگ، مـوقـعـيت های کـوچـک را از دست ندهيد.از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست. |+| نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 9:58 |
فقط خودت دست بکار شو
در كدام قسمت از زندگي تان احساس خلاء مي كنيد؟
نداشتن دوست صادق
كارمندي هستيد كه تراكم كاري بالائي داريد و رضايتمندي شغلي نداريد تحصيل كرده و متخصص نيستيد. به ورزش كردن نمي پردازيد مشكل مالي داريد. در برقراري ارتباط صحيح با همسر و فرزندانتان مشكل داريد. ویا مسائلی متفاوت تر ؟؟ به نظر شما چه كسي مي بايستي اين مسائل را حل و فصل نمايد؟آيا غير از خود شما كسي ديگر مي تواند شما را در كلاس هاي ورزشي ثبت نام نمايد؟ يا بجاي شما تحصيل كند و در پي دوستي صادق برود؟ و بين شما و همسرتان تفاهم ايجاد كند و بدتر از همه بجاي شما كسب مال نمايد؟ هر شخصي مي بايد براي خود نقشه اي داشته باشد و معمار آن نقشه هم باشد.هيچ فرد ديگري نمي تواند برايتان تغييري ايجاد كند. هر كسي مي تواند از حمايت افراد مختلف برخوردار شود اما مسئوليت ايجاد تغيير،بر عهده خود اوست. |+| نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 9:21 |
محدودیت ها ساخته ذهن ماست
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت.کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند.ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سرانجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره ميپرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد. فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند . از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند. دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم " مي توانيد بر خود غلبه کنيد " است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد . ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست . |+| نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 8:47 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388هفته اوّل مهر 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 آرشيو موضوعی
داستانهای پنداموزسخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی قوانین موفقیت پیش داوری قانون جذب شعر زندگینامه گزیده کتابها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |