| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
شهادت اب
ما سمیعیم و بصیــریم و هشیــم با شما نامحرمان ما خامشیم چون شما سوی جمادی می روید محرم جان جمادان کی شوید این زنده و هشیار بودن عالم خیلی جالبه. تسبیح همه عالم. یه دانشمند ژاپنی به اسم آقای ماسارو ایموتو (Masaru Emoto) تحقیق جالبی کرده. آقای ایموتو در مورد آب و تاثیر پذیری و هوشیاری اون تحقیق کرده. خلاصه نظر ایشون اینه که اگه افکار بشری قبل از اینکه آب یخ ببنده متوجه آب بشن، تصاویر میکروسکوپی حاصل از کریستال آب، بسته به اینکه این افکار مثبت یا منفی باشن، زشت یا زیبا خواهد بود. به نظر دکتر ایموتو این تصاویر خوب یا زشت را میشه با استفاده از دعا، موسیقی یا نصب نوشته ای بر ظرف حاوی آب به دست آورد. مثلاً ایشون آب یک چشمه رو وقتی از دل کوه و سنگ می جوشه برداشته و منجمد کرده و کریستال آب رو زیر میکروسکوپ دیده. کریستال آب شکل بسیار زیبا و منتظمی داشته. همین آب رو وقتی از وسط شهر یوکوهاما (زادگاهش) می گذره، برداشته و آزمایش کرده، با کمال تعجب آب دیگه اون شکل منظم و هندسی و زیبا رو نداره. همینطور این آزمایش رو تکرار کرده با پخش موسیقی های مختلف برای آب، زده برچسبی حاوی یک نوشته بر ظرف آب، دعا خوندن بر آب و ...تو اینترنت سرچ کردم و چندتایی از تصاویرش رو از سایتهای مختلف جمع کردم.مثلاً تصاویرزیر. تصویر سمت چپ آی سد فوجی وارا ست. قبل از اینکه به اون دعا خونده بشه و تصویر سمت راست آب همون سده بعد از دعا خوندن.
سمت چپ تصویر آب وقتی قطعه ای از موسیقی هوی متال برای آب پخش شده، تصویر سمت راست، وقتی که سمفونی شماره یک انیاگایا و تصویر وسط وقتی است که قطعه ای از موسیقی موتسارت پخش شده. با توجه باینکه ۷۰٪ از بدن ما را اب تشکیل میدهد با مطالعه کامل این متن به اهمیت استفاده از افعال و افکار مثبت و دعا و تاثیر شگفت انها روی زندگیمان ی میبریم. برای مطالعه متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 20:33 |
دور انداختن سنگ زیبا
یکی از بزرگترین بناهای تاریخی شهر کیوتو ، یک باغ ذن است . محوطه ای که از پانزده سنگ تشکیل شده است . باغ اصلی ، شانزده سنگ داشت . بنا به داستان ، همین که باغبان کارش را تمام کرد ، از امپراتور خواست که از باغ دیدن کند. امپراتور گفت : (( عالی است . زیباترین باغ ژاپن است و این سنگ ، زیباترین سنگ باغ است .)) باغبان بی درنگ سنگی را که امپراتور پسندیده بود ، از باغ برداشت و بیرون انداخت. بعد به امپراتور گفت : (( حالا این باغ کامل و هماهنگ است . هیچ عنصری در آن ، متمایز از بقیه عناصرش نیست و هر کس آن را می بیند ، از هماهنگی کامل آن لذت می برد .)) (( باید همچون زندگی ، تمامیت یک باغ را در نظر گرفت . اگر شیفته ی یکی از جزئیات شویم ، تمام جزئیات دیگر ، زشت به نظر می رسند . )) |+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 15:34 |
باز سازی دنیا
پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد . حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را -که نقشه جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد و گفت : -(( بیا کاری برایت دارم . یک نقشه دنیا به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟)) و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت ؛ می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است . اما یک ربع ساعت بعد ، پسرک با نقشه کامل برگشت . پدر با تعجب پرسید : (( مادرت به تو جغرافی یاد داده ؟ )) پسر جواب داد : (( جغرافی دیگر چیست ؟ اتفاقا پشت همین صفحه ، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ، دنیا را هم دوباره ساختم ! )) |+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 15:22 |
شناخت خود و رهایی از توهم روزمرگی
آنچه باعث نزدیکی ما به خودمان میشود این است که بدانیم ازچند وجه یا بعد تشکیل یافته ایم: چیزی که در دسترس ما وجود دارد تن یا روان است که به علت ذهن معنا می یابد و نقش بسیار مهمی را درچیزی که به آن زندگی می گوییم بازی میکند. سوم مقوله ای است به نام آگاهی یا روح . ذهن بعنوان واسطه ایی بدون اراده عمل می کند.هر گاه جسم فرمانده باشد، ذهن تصاویری را برایش فراهم می آورد که مربوط به تمام دوران تکراری این فرد می شوند و اینجاست که ما در چنگال ماتریکس زندگی گرفتار شده ایم.
حال اگر روح از ذهن درخواست تصویر کند ، چون در آرشیو ذهن چنین تصویری وجود ندارد تجربه ای جدید لازم میشود و اینجاست که پیشرفت معنوی حادث میگردد. به زبان ساده ترمن از سه بخش تشکیل شده ام: جسمم که به خاک سپرده خواهد شد، روحم که ابدی است و هر چیزی را ممکن است تجربه کند و واسطه ایندو که ذهنم میباشد. اگر این واسطه را در جسمم قرار دهم، تصویری را برایم خلق میکند که به آن زندگی می گوییم که همان وجه اول یا بیرونی من می باشد و اگر آن را در روحم قرار دهم ، از آنجاییکه تجارب روحم از ذهنم بسیار بسیار کلانتر و گرانقدر هستند ، ذهنم منفعل میشود و فقط به نظاره می ایستد. آنجاکه روحم بخواهد وجه درونی مرا به وجه بیرونیم متصل سازد، ذهنم احتیاج به تعلیم و تعلم پیدا میکند. در چنین مواردی انسان به آن نیروی ناپیدای عجیب، احساس نیاز میکند.
☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★ |+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:39 |
سخنانی از " فلورانس اسكاول شين "
قانون ۱ _ ريختن حصارها و باز كردن در مخفي شهر توفيق، با ايجاد حالتي خوشايند يا يك لبخند يا كلامي مناسب. در كتاب مقدس، (صحيفه ي يوشع: 20:6) آمده : " آنگاه قوم صدا زدند و كرناها را نواختند و چون قوم آواز كرنا را شنيدند و قوم به آواز بلند صدا زدند شهر به زمين افتاد و قوم يعني هر كس پيش روي خود به شهر بر آمد و شهر را گرفتند. " در كتاب مقدس حكايت اعجاب انگيز به زمين افتادن حصار شهر اريحا را مي خوانيم. البته همه ي داستانهاي كتاب مقدس تفسيري مابعدالطبيعه دارند. شهر اريحا شهري بوده پر از گنج هاي عظيم و دور تا دور اون حصاري بوده كه نمي گذاشته كسي وارد اون شهر بشه و به گنجها دست پيدا كنه. وقتي قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر اريحا فرو ريخت.آواز بلند يعني " تاكيد بر عبارت حاوي حقيقت " شهر اريحا سمبل "توفيق" است. توفيقي كه هر انساني آن را مي خواهد. هر چند كه انگار اين توفيق در پس در يا ديواري پنهان شده است. ( حصارهاي شهر اريحا ) تقريبا" همه ي ما بين خودمان با توفيقي كه آرزوي اون رو داريم، حصاري بنا كرديم. اغلب اين حصار ، حصار نفرته. نفرت از كسي يا از اوضاع و شرايطي ، راه خير و خوشي رو سد مي كنه.اگه در چيزي شكست خورده باشيم و به آرزويي نرسيده باشيم و اين باعث بشه كه به موفقيت آدم هاي ديگه نفرت بورزيم، راه موفقيت خودمون رو سد مي كنيم. نكته ي اول _پس اولين كاري كه بايد بكنيم تا حصارهايي كه مانع رسيدن ما به شهر توفيقه، فرو بريزه، اينه كه رشك و نفرتي رو كه از موفقيت ديگران داريم با " بيان عبارت حاوي حقيقت " از بين ببريم. "اسكاول شين" براي از بين بردن رشك و نفرت تكرار اين عبارت رو توصيه مي كنه: اكنون خدا نه تنها آنچه را براي ديگران كرده ، بلكه بيش از آن را نيز براي من انجام مي دهد. نكته ي دوم _معمولا" ايجاد حالتي خوشايند يا يك لبخند، در مخفي توفيق را مي گشايد. لبخند زدن و ايجاد حالت خوشايند يعني دلسرد نشدن از بر آورده شدن آرزو ها ، يعني با شاد بودن و ايجاد حالات خوشايند نشون بديم ( گودال بكنيم ) كه مطمئنيم آرزومون در حال برآورده شدنه. زندگي در گذشته و ناله و مويه از بداقباليها ، پيرامون اريحايمان حصاري بلند مي كشه. نكته ي سوم _ "تنها آن چيزي را به خود جذب مي كنيم كه بي نهايت به آن مي انديشيم." اگه مدام به برآورده نشدن آرزومون فكر كنيم مانع برآورده شدن اون مي شيم. پس اگه مدام درباره ي اين كه آرزومون برآورده نميشه صحبت كنيم، اين خود ما هستيم كه بين خودمون و آرزومون حصار هاي اريحا رو كشيديم و مانع رسيدنمون به اون آرزو مي شيم. نكته ي چهارم _توي داستان " علي بابا و چهل دزد بغداد " كه از قصه هاي هزار و يكشبه ، مي خونيم كه علي بابا صاحب مخفي گاهيه مرموز و پنهان در پس كوه ها و صخره ها كه فقط با كلمه ي رمز " باز شو سي زم! " ميشه داخل اون شد. اين همون به كار بردن كلاميه كه حصار ها ي بين ما و بر آورده شدن آرزوهامون رو فرو مي ريزه. كلامي كه بارقه اي از تحقق آرزو در آن باشد ، امور را دگرگون مي كنه. زيرا واژه ها و انديشه ها مثل نوعي راديو اكتيويته هستند. شور و شوق نسبت به هر كاري كه انجام مي دهيم در مخفي توفيق را باز مي كند. اگه آرزويي داريد كه بهش نمي رسيد و فكر مي كنيد مدام در ايجاد اون تاخير به وجود مي آد ، از تكرار اين كلام براي ريخته شدن حصار هاي شهر اريحاي آرزوتون استفاه كنيد اكنون حصار هاي تنگدستي و تاخير فرو مي ريزند و در پرتو لطف الهي به
ارض موعود خود وارد مي شوم.
قانون۲– باور كنيم كه در برآورده كردن آرزوي ما، خدا هرگز شكست نمي خورد. خيلي وقتها ما از زبون مردم مي شنويم كه مي گند " " بايد منتظر بدتر از اين ها هم باشم. " يا " آرزوهام كه انجام نميشه ، هيچ! هي بد بياري هم مي آرم و اوضاعم بد تر و بد تر هم ميشه. " يا " من بيچاره كجا و رسيدن به اين آرزوها كجا؟ " يا " واقعا" ممكنه خدا اين آرزو رو برآورده كنه؟ آخه چه طوري ممكنه؟ "و امثال اين جملات. قبلا" گفته بودم كه " فقط آنچه كه انتظارش را داريم، تحقق مي يابد. در انجيل ( متي : 9 :29 ) آمده : "بر وفق ايمانتان به شما بشود ." من قبلا" توضيح دادم كه جادوي كلام چيه و همين طور هم توضيح دادم كه چه طوري براي انجام شدن يك آرزو بايد گودال بكنيم و بعد چه طوري بارها رو به خدا بسپريم. چون اين كه ما منتظر دريافت چي باشيم ، تعيين مي كنه كه چي رو به دست بياريم . بي درنگ چنان رفتار كنين كه انگار منتظر خير و صلاح و شادماني و فراواني اي هستين كه خداوند براي شما مي خواهد. شروع كنيد به كندن گودال ها. بهترين ها رو از خدا بخواهيد اما براي خدا تعيين تكليف نكنيد يعني نگيد از كدام راه مي خواهيد به آرزوتون برسيد. ( راه رو خدا تعيين مي كنه. پس با تعيين راه، راههاي غير منتظره ي برآورده شدن آرزو ها رو به روي خودتون نبندين. ) فراموش نكنيم كه : 1 _خدا اينقدر قدرتمند هست كه تدابير حيرت انگيز بيافرينه. 2_اون هيچ وقت در برآورده كردن آرزوهاي ما كم نمي آره و شكست نمي خوره. 3_ اون براي ما بهترين ها رو مي خواد. اگه معتقد و منتظر باشيم تا خدا براي ما بهترين ها رو به وجود بياره حتما" همين طور مي شه. در كتاب مقدس سه هزار وعده وجود داره.بياين از همين حالا در انتظار تحقق اين وعده ها و تحقق اين بركت ها باشيم.به همه ي موهبت هايي كه آرزوشون رو داريد، فكر كنيد. حتي اگه دوردست به نظر مي آن. و منتظر باشين تا در پرتو لطف الهي ، به گونه اي غير منتظره به سراغتون بيان چون خدا معجزات خودش رو از راههاي عجيب به انجام مي رسونه. هر وقت در اين مورد دچار شك شدين تكرار كنين كه " خدا هرگز دير نمي كند. خدا هرگز
شكست نمي خورد. خدا براي من بهترين ها را مي خواهد. " تمرين _اين رو روي يه ورق كاغذ بنويسين و بگذاريدش توي كيفتون يا يه جايي كه مدام چشمتون بهش بخوره. در حالت عادي و آلفاي قبل خواب زياد تكرارش كنيد.
وقتي چشم اميدم به خدا باشد، هيچ چيز اينقدر عجيب نيست كه راست نباشد! هيچ چيز اين قدر عجيب نيست كه پيش نيايد! هيچ چيز اين قدر عجيب نيست كه دير نپايد! خدايا! من در انتظار خير و صلاح هاي غير منتظره ام كه هم اكنون از جانب تو براي من از راه هاي عالي انجام خواهد شد. آمين! |+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:17 |
درس زندگی
* آموخته ام كه: عشق مركب حركت است نه مقصد حركت نه زمان . . * آموخته ام كه: اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد. * آموخته ام كه : بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي خلاق ترين موجود( خالق يكتا) است. * آموخته ام كه: مهم بودن خوب است.ولي خوب خوب بودن از آن مهمتر . * آموخته ام كه: تنها اتفا قا ت كوچك زندگي است كه زندگي را تماشايي مي كند. * آموخته ام كه: خداوند متعال همه چيز را در يك روز نيافريد پس چطورمي شود كه من همه چيز را در يك روز بدست آورم . * آموخته ام كه: چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد. * آموخته ام كه: در جست و جوي محبت و خوشبختي زماني براي تلف كردن وجود ندارد. * آموخته ام كه: اگر در ابتدا موفق نشدم با شيوه اي جديدتر دوباره بكو شم. * آموخته ام كه: موفقيت يك تعريف دارد:باور داشتن موفقيت. * آموخته ام كه : تنها كسي كه مرا شاد مي كند كه مي گويد تو مرا شاد كردي . * آموخته ام كه: گاهي مهر بان بودن .بسيار مهمتر از درست بودن است . * آموخته ام كه: زندگي مثل طاقه پارچه است. هر چه به انتهاي آن نزديكتر مي شوي سريعتر مي گذرد. * آموخته ام كه: بايد شكر گزار باشيم كه خدا هر آ نچه مي طلبيم را به ما نمي دهد . * آموخته ام كه:هر چه زمان كمتري داشته باشيم كارهاي بيشتري انجام ميدهيم . * آموخته ام كه:هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمكش نيستم دعا كنم . * آموخته ام كه: زندگي جدي است ولي ما نياز به دوستي داريم كه لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم . * آموخته ام كه:تنها چيزي يك شخص مي خواهد.فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي برای فهميد نش . * آموخته ام كه: لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد . * آموخته ام كه: باد با چراغ خاموش كاري ندارد . *آموخته ام كه: به چيزي كه دل ندارد نبايد دل بست . *آموخته ام كه: خوشبختي جستن آن است نه پيدا كردن آن |+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:37 |
رویاپردازی
تمام مردان و زنان موفق رؤیا پردازانی بزرگند ، آنها آینده خود را متصور میشوند ، آنگونه که میتواند باشد ، از هر نظر ایده آل. آنگاه هر روز برای رسیدن به رؤیاهای خود ، هدف و مقصود خود ، کوشش می کنند. برایان تریسی |+| نوشته شده توسط رضا در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 15:49 |
تی . ان . تی چیست ؟
نیروی عظیم درون انسان T.N.T تی . ان . تی چیست ؟ تی . ان . تی توانایی است ؛ توانایی بس سازنده و خدادادی ذهن . همه انسان های موفق دانسته یا ندانسته از این قدرت استفاده کرده اند ؛ زیرا موفقیت بدون آن حاصل نمی گردد . جان کلام اینکه آنچه به شکل افکار و احساسات در ذهن خود جای می دهید متعاقبا در جهان شکل ملموس به خود می گیرد . بنابراین باید این حقیقت اساسی را بپذیرید که وقتی افکارتان تغییر کند رویدادهای جهان برون شما نیز تغییر خواهد کرد . فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده اید
شناخت تی . ان . تی : یکی از مهمترین نکات در شناخت نیروی تی . ان . تی باور کردن آن است . تلقین , تأثیری فراوان بر ذهن شما دارد , به آن بگویید تو می توانی , تومی توانی ومی توانی , بی تردید کل دستگاه ذهنی شما به کار خواهد افتاد . درک قدرت نیروی عظیم انسانی تی . ان . تی برای مقابله با دشواری ها ی جهان کنونی ضروری است . خود را در برابر افکار و احساسات منفی دیگران نیز بیمه کنید .
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 3:12 |
قدرت خارق العاده تلقين
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود ياداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت. برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد. يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد. زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد. اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود. نمونه ديگر آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد. آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است. در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد. اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد. دستگاه عصبي شما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد. اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است. در واقع اينطوري ساخته شده ايم. وقتي اين قانون را در افراد هيپنوتيزم شده مشاهده مي كنيم شك مي كنيم كه حتما نيرويي مرموز يا فوق طبيعي در كار است. در واقع آنچه را كه مي بينيم فرايند طبيعي عمل مغز و دستگاه عصبي انسان است و نه چيز ديگر.در پديده هيپنوتيزم اگر بيمار بدرستي گفته هاي شخص هيپنوتيزم كننده معتقد باشد كارهاي حيرت آور انجام مي دهد و بيمار رفتاري متفاوت از خود نشان ميدهد زيرا طرز فكر و باورش تغيير كرده است. هيپنوتيزم يا خواب مصنويي هميشه به نظر اسرار آميز بوده است زيرا هميشه فهم اينكه چگونه باور كردن مي تواند منجر به رفتار غير عادي انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنويي چنان برخورد شده كه انگار نيرو يا قدرت ناشناخته اي در كار است. اما حقيقت اين است كه وقتي شخصي را متقاعد مي كنيد كه قدرت شنوايي اش را از دست داده رفتار ناشنوايان را پيدا ميكند. وقتي او را متقاعد مي كنيد كه نسبت به درد حساسيت ندارد، مي تواند بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار گيرد و در اين ميان نيروي مرموزي هم در كار نيست. |+| نوشته شده توسط رضا در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 3:4 |
پادشاه خفته
وضیت زندگی انسان به پادشاهی می ماند که در خواب است – در خواب هویت و مقام خود را که پادشاهی و فرمانروایی است فراموش میکند – پادشاه خواب می بیند که دیگر پاد شاه نیست – ضعیف و ناتوان گشته . محتاج و فقیر شده دیگر خبری از آن همه قدرت و جلال نیست . می بایست مانند ضعیفان و محرومان زندگی کند . در رویای خود آرزو میکند که ای کاش پادشاه می بود و زندگی شاهانه داشت غافل از اینکه در حقیقت . هم پادشاه است و هم از زندگی شاهانه بهره مند تنها در خواب و غفلت است . طبیعی است که پادشاه بر اثر رویای آزار دهنده رنج بکشد . افسرده و مضطرب شود و بر اثر این رویاهای گاه شاد کننده و گاه ناراحت کننده . دمی خوشحال و دمی در رنج و اندوح باشد . حتی ممکن است پادشاه در رویاهای خود برنامه ای را برای رسیدن به مقام و هویت پادشاهی ( طبیعت الهی ) طراحی و طی کند . در این صورت برای رسیدن به پادشاهی ( دروغین وتوهمی ) خود به سالها وقت نیاز دارد . در رویای خود ( در عالم توهم ) راه پادشاهی را می پیماید . فرصت و نیروی خویش را بیهوده هدر میدهد .زیرا اگر بر فرض موفق هم شود و در رویای خود به پادشاهی دست یابد . باز هم شخوردهو تنها به تصویری سرابگونه و پوچ دست یافته است . به نظر شما برای اینکه این پادشاه در خواب ( انسان با طبیعت الهی ) دوباره به مقام پادشاهی خود دست یابد و دوباره زندگی شاهانه خود دست یابد و دوباره زندگی شاهانه را تجربه نماید . چکار باید بکند ؟...............
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 1:58 |
خلاصه كتاب : بينديشيد و ثروتمند شويد : ناپلئون هيل
بينديشيد و ثروتمند شويد
خلاصه كتاب : بينديشيد و ثروتمند شويد : ناپلئون هيل فصل 1: انديشه ثروت است ● به راستي كه انديشه ثروت و دارايي است. دارايي قدرتمندي كه قوتي با هدف مشخص، عدم راسخ و اشتياق سوزان تركيب ميشود، راه رسيدن به ثروت را به روي شما مي گشايد. وقتي كسي عميقاً ميخواهد به خواستة خود برسد مطمئناً به هدفش ميرسد. مهمترين امر ساختن انديشه است، وقتي كسي به واقع براي چيزي آماده ميشود به آن ميرسد. ● به راستي اگر انسانها پاي عقيده خود بايستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت كنند تا خواسته آنها به وسواسي دايمي مبدل گردد، چه اتفاقها كه نمي افتد. فرصت: ● فرصت پشت در حياط خلوت شما كمين ميكند، گاه به صورت بدبياري ظاهري ميشود، گاه شكل شكست موقتي ميگيرد، به همين دليل است كه خيليها نمي توانند فرصت مناسب را تميز دهند. ●مي توان با استفاده از اصول مشخص و شناخته شده انگيزه ناملموس انديشه را به صورت مادي تبديل كرد. ●يكي از علل عمده شكست و ناكامي اين است كه در برخورد با مشكلات موقتي متوقف ميشويم و دست از تلاش بر ميداريم. ●هرگز به گفتة ديگران دست از كار نكشيد و قبل از موفقيت شكستهاي موقتي را بپذيريد. ●نظريه سالم تنها چيزي است كه بري رسيدن به آن نياز داريد. ●وقتي ثروت به سوي شما جاري ميشود، حركتي بس سريع دارد، با تنعم همراه است، آنگونه كه تعجب ميكنيد كه در اين چند سال كجا پنهان بوده است بدانيد كه اين موضوع مهمي است. اين را هم بدانيد كه ثروت نصيب كساني ميشود كه سخت كوشند و از مداومت لازم برخوردارند. وقتي انديشيدن را شروع ميكنيد و ثروتمند ميشويد در مييابيد كه ثروت بايك حالت ذهني آغاز ميشود، بايد هدف شخصي داشته باشيد. موفقيت از آن كساني است كه ذهنيت موفق دارند . ● شكست از آن كساني است كه بي تفاوت اجازه ميدهند ذهنيت شكست در آنها نفوذ كند . ● ما نميخواهيم آنچه را نميفهميم باور كنيم ما محدوديتهايمان را معيار سنجش مان قرا رميدهيم. «بلكه بايد بدانيم چه مي خواهيم» ● ما بايد بدانيم مسلط بر سرنوشت خود هستيم، ما كاپيتان روح خودهستيم، زيرا اين قدرت را داريم كه افكار خود را كنترل كنيم. مغز ما با افكاري كه در ذهن خود داريم عجين ميشود.و در شرايطي قرار ميگيرد كه نيروي انسانها و وضعيت زندگي را كه با شرايط افكار ما سازگاري دارند هماهنگ ميكند». ● قبل از اندوختن ثروت كلان بايد اذهان خود را از اشتياق به ثروت انباشته كنم. اگر طالب پول هستيم بايد ذهنيت پول داشته باشيم تا اشتياق به ثروت ما را به طرحي مشخص براي دستيابي به آن مجبور كند».
برای مطالعه بقیه خلاصه فصلهای کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید به قسمت ادامه مطالب بروید
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 12:57 |
بخشی از کتاب حکایت دولت و فرزانگی
يك چيز يادت باشد تا وقتي كه به ايده ميليونرشدن عادت نكرده اي وتا زماني كه به ثروتمند شدن خو نگرفته اي ومادامي كه اين ايده بخشي اززندگيت نشده است هيچ چيزنمي تواند به تو كمك كند كه ميليونر شوی. كتاب حكايت دولت و..... نظر یادتون نره
|+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 20:10 |
قورباغه را قورت بده
خلاصه كتاب قورباغه را قورت بده : نوشته : برايان تريسي
· · تصميم گيري · انضباط · اراده هستند . شما تبديل به هماني ميشويد كه تجسم مي كنيد» خلاصه كتاب قورباغه را قورت بده ( نوشته برايان تريسي)را در ادامه مطلب مطالعه کنید
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:9 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388هفته اوّل مهر 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 آرشيو موضوعی
داستانهای پنداموزسخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی قوانین موفقیت پیش داوری قانون جذب شعر زندگینامه گزیده کتابها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |